:::: منو ::::

انتشارات ناهید

معرفی کتاب‌های منتشر شده

برچسب پست ها / پریسا فتوحی

  • دی ۱۹ / ۱۴۰۰
  • ۰
ادبیات جهان, ادبیات، نقد ادبی، زبان‌شناسی, موسیقی, هنر, هنر،موسیقی،معماری و عکاسی

ریتم تفکر | هنر، ادبیات و موسیقی پس از مرلو ـ پونتی

ریتم تفکر

ریتم تفکر
هنر، ادبیات و موسیقی پس از مرلو ـ پونتی

جسیکا ویسکوس

ترجمهٔ پریسا فتوحی


بین اکنون و گذشته، دیدارپذیری و نادیدارپذیری، احساس و ایده، ارتعاشی در کار است ـ مرلو ـ پونتی فیلسوف چنین می‌اندیشد. شعر مالارمه، نقاشی سزان، نثر پروست و موسیقی دبوسی در معرض پدیده‌شناسی مرلو ـ پونتی، چشم‌انداز تازه‌ای از تلقی ما از هنر را رقم می‌زنند. آثار این هنرمندان ــ به‌مصداق سکوت در شعر، عمق در نقاشی، خاطره در ادبیات و ریتم در موسیقی ــ با دو مضمون عمدهٔ مرلو ـ پونتی متأخر، یعنی «رابطهٔ بدن و جهان» و «فرایند بیان» محک می‌خورند. ریتم تفکر نه دربارهٔ فلسفه است و نه دربارهٔ هنر، بلکه به بحث از قلمرویی می‌پردازد که این دو در آن به ارتعاش درمی‌آیند.


مرلو ـ پونتی می‌نویسد: «معنای فلسفه همان معنای تکوین و پیدایش است. درنتیجه نمی‌تواند خارج از زمان ارزیابی شود، و هنوز هم روشی از بیان به‌شمار می‌آید». فلسفه سروکارداشتن مداوم با متن‌هاست. رجوع مکرر به مفاهیم است و تفکر دوباره از طریق خود روند بیان، بیانی که هرگز به پایان نمی‌رسد. … این عملکرد فلسفه همواره باید از طریق ریتم تفکر نمایان شود و ما با این روش است که می‌توانیم از مرلو ـ پونتی بیاموزیم. او می‌نویسد: «هنر و فلسفه تولیدات خودسرانهٔ عالم روح یا فرهنگ نیستند، بلکه هر دو ارتباط با منشأ وجود به معنی دقیق آفرینش‌اند. وجود چیزی است که ما را به آفریدن دعوت می‌کند تا بتوانیم آن را تجربه کنیم.»

ـ از متن کتاب

  • مرداد ۱۷ / ۱۳۹۸
  • ۰
درباره‌ی سینما و تئاتر, سینما، تئاتر, هنر, هنر،موسیقی،معماری و عکاسی

شش کارگردان اروپایی

شش کارگردان اروپایی

شش کارگردان اروپایی

پیتر هارکورت

ترجمۀ پریسا فتوحی

سرگئی آیزنشتاین | ژان رنوار | لوئیس بونوئل | اینکمار برگمان | فدریکو فلینی | ژان لوک گدار

آنچه بیش از هر چیز از سینما انتظار داریم ولی به‌ندرت آن را در اختیار ما قرار می‌دهد این است: سرنخ‌هایی از واقعیت محض رخدادهایی که با آن‌ها درگیر است.

رابرت ورشو

درمورد سینما خطرِ داشتن دانش زیاد (و یا دانشی که بدون تفکر اندوخته شده باشد) این است که می‌تواند توجه ویژۀ ما را بیش‌ازاندازه روی جنبه‌های مفهومی فیلم متمرکز کند، که در این صورت ممکن است تجربۀ ما را به سمت عقلانی‌شدن سوق دهد و درنهایت منجر به آسیب‌رسیدن به ماهیت پاسخ ما شود، … هرچه کمتر درمورد فرهنگی که فیلم موردنظر از آن بیرون می‌آید بدانیم، بیشتر امکان این را داریم که بدون اینکه جزییات آشنا ولی سطحی حواس ما را به سمت خود جلب کنند، بتوانیم واکنشمان را به‌طور غریزی نسبت به ساختار درونی اثر بروز دهیم.


تمام هنرها در قضاوت خود جانب‌دارانه عمل می‌کنند. این‌طور به‌نظر می‌رسد که سینما نیز با شور و حرارت ویژه‌ای که در ساختن واقعیتی عاریتی از خود نشان می‌دهد، وجود دنیایی خیالی را امکان‌پذیر می‌سازد. اگر در بحث‌هایمان درمورد رسانه‌ای خاص، متمایل به بی‌طرفی هستیم، هیچ ابزاری برای تحقیق مؤثرتر از دراختیارداشتن کلاس درسی با اعضایی همواره در تغییر و متشکل از دانشجویانی دقیق و نکته‌سنج، نیست. دانشجویانی که در مقابل تجربیات شخصی و جانب‌دارانه‌شان از سینما، می‌توانیم تجربیات و واکنش‌های خود را پالایش دهیم.
این کتاب در طی بیش از ده سال نوشته شده است. درعین‌حال من سعی کرده‌ام همواره نسبت به آثار مکتوب عمده‌ای که درمورد کارگردانان منتخبم، چه به فرانسه و چه به انگلیسی وجود دارند مطلع باشم. منابع تحقیقاتی که در این مطالعه مورد ارجاع قرار گرفته‌اند، کمتر از بین منابع مکتوب و بیشتر، همان‌طور که قبلاً ذکر کردم، بر‌اساس پاسخ‌هایی است که توسط دانشجویانم در طول این مدت ارائه شده است. بعضی از آن‌ها مثل سوزان بادگن و جان وارد شخصاً نظراتشان را به چاپ رسانده‌اند؛ ولی نظریات شمار زیادی از دانشجویان دیگر به‌طور مستقیم و غیرمستقیم در این کتاب انعکاس یافته است.
آنچه در فیلم رزمناو پوتمکین برای ارنست لینگرن و همشهری کین برای پنه‌لوپه هیوستون دربر داشت، فیلم جاده برای من داشت. این فیلم نمایانگر لحظه‌ای از زمان بود که من در آن به هوشیارانه‌ترین شکل ممکن متوجه قابلیت بیانگری سینما شدم. این اولین فیلمی است که به قول جوان‌های امروزی ‌«مُخ من را زد.‌»