عقاب دو سر
عقاب دو سر
نویسنده: ژان کوکتو
ترجمه: مهدیس احمدیان شالچی ، محمدحسن روستایی
تراژدی کرانتز همیشه یک معما باقی خواهد ماند. چگونه قاتل وارد اتاق ملکه شد؟ با چه تهدیدی توانسته بود سه روز پیش او بماند؟ ملکه در بالای پلکان کتابخانه درحالیکه چاقویی در پشتش فرو رفته بود، پیدا شد. او لباس سوارکاری به تن داشت و به سمت پنجره آمده بود تا برای اولین بار خود را بدون روبند به سربازانش نشان دهد. قاتل در پایین پلهها درحالیکه با زهر کشته شده بود، افتاده بود.
این تراژدی از جنبههای تاریخی، علمی، شاعرانه، عاشقانه و فرقهای اهمیت بسیاری دارد و همهی اینها قابل قبول هستند و میتوانند واقعیت داشته باشند.
از متن کتاب عقاب دو سر:
آنها پادشاه را کشتند چون میخواست تماشاخانه بسازد و حال میخواهند مرا بکشند چون پشت سر هم دارم قصر میسازم. موضوع از جانب ما بسیار طبیعی است؛ خانوادههای ما دیوانهوار عاشق هنرند و ذوق خودشان را با نوشتن بسیاری شعر ناکارآمد و نقاشی کردن تابلوهای حقیرانه نشان میدهند. اینگونه میخواهند جایگاهی برای خودشان دستوپا کنند و از آنجا که به جایی نمیرسیدند بارها سبک و سیاق تازهای در پیش گرفتند چرا که میخواستند در هنر شهرهی آفاق بشوند … رؤیای من اما این است تبدیل به یک تراژدی بشوم … و این هرگز ساده نیست.











