درآمدی بر اندیشه و هنر فردوسی

درآمدی بر اندیشه و هنر فردوسی
سعید حمیدیان
سخن گفتن از فردوسی اگرچه گاهی آسان گرفته میشود آسان نیست چون او شخصیتی پایاب و آسانیاب نیست. این خردمند ژرفنگر، این نماد و نمود فرهنگ آزادگی و ستمستیزی، این وجدان بیدار قوم ایرانی و این پاسدار ارزشهای انسانی در هر کیش و کسوت، برتر از حد هر وصفی است.
پروراندن مطلب، حتی در حولوحوش نظرگاه مشخص کتاب حاضر دستکم چندین کتاب هم چند این دفتر میطلبد. هم ازاینروست که اوراق حاضر در برابر آستان والای هنر و اندیشهٔ فردوسی چیزی جز سخنان پراکندهٔ آدمی تنکمایه، تنگ سینه و گنگ زبان نیست، آنکه هیچ ندارد جز عشقی سوزان و سرکش و دیر ساله به سراینده، و تازه بیم دارد که در این نیز ناتمام باشد. اما این نیز ناگفته پیداست که عشقی که دستمایهٔ کار است اگر عنان به خرد بسپارد شخص آدموار از کشیدن هر بار امانتی تن میزند.
به گمانم همان بهتر که همان دیوانهٔ پابرهنهای باشی که بیگدار از آب میگذرد یا چون دیوانگان دل بدان خوش میدارد که گذشته است تا آن عاقلی باشی که فکرتش در جستوجوی پلی درخور وی را در برابر دهشت از رود خروشان وا مینهد و لاجرم از توفیقی که حتی پندارش خود موهبتی است بازمیماند.
