رباعیات ابوسعید ابوالخیر، خیام، باباطاهر

رباعیات ابوسعید ابوالخیر، خیام، باباطاهر
تصحیح و مقدمه: جهانگیر منصور
جسمم همه اشک گشت و چشمم بگریست
ابوسعید ابوالخیر
درعشق تو بی چشم همی باید زیست
از من اثری نماند این عشق از چیست
گرمن همه معشوق شدم عاشق کیست
گر برفلکم دست بدی چون یزدان / بر داشتمی من این فلک را زمیان
خیام
وز نو فلکی دگر چنان ساختمی / کازاده به کام دل رسیدی آسان
وای از روزی که قاضی ما خدابو / سرپل صراطم ماجــــــرا بو
باباطاهر
به نوبت بگذرند پیر و جوانان / وای از آن دم که نوبت زان مابو

