
ریشههای موسیقی
نویسندگان: نیلز والین ـ بیورن مرکر ـ استیون براون
ترجمهٔ پرتو اشراق
روایات اساطیری درباره موسیقی همانا دریافت آدمیان دوردست از پدیدههای طبیعی بوده است. وقتی باد در نیستان میافتاد پدران نخستین ما تصور میکردند خدایاناند که مینوازند. مثل هنرهای دیگر، موسیقی هم در عصر مسیحیت شخصیت منحصر یافت و به راهی وارد شد که قواعد اصولی برای آن تدوین گردید و مفاهیمش با لحنی بیان شد که به لحاظ آن هویت هنری یافت.
در دوره اعتلای مسیحیت، بنا بر تعریف. مأموریت موسیقی، به علت تغییرات شگرفی که بهموجب اصول فیزیولوژیک در ادراک و احساس آدمی پدید آمده بود، در بنیانهای فرهنگی جوامع عنوان هنر به آن اطلاق گردید.
روایات گوناگونی در اساطیر وجود دارد که صورت استعاری دارند، اما در اصل کموبیش همه به یک نظریه فلسفی اشاره میکنند که بر الویت موسیقی در جهان هنر و زبان (تکلم) تأکید دارد.
در کتاب حاضر موسیقی از بنیان موردمطالعه قرارگرفته و رابطه آن را با رشد جسمی بشر و استعداد تکلم وی روشن میکند. در اوج موسیقی صفاتی برایش در نظر گرفتند، ازجمله اینکه بر ماهیت و کیفیت حیات بشری مثلاً فصاحت و بلاغت در سخن، تردید یا یقین در امور، حکمت، خرد، ریاضیات، نجوم و علوم دیگر از طریق زبان که شاخهای از درخت تناور موسیقی بود، سلطه و حکومت داشت.
حکایت موسیقی را از صدر تا ذیل در این کتاب بخوانید.
ریشههای موسیقی
|
| ||
|
بیوموزیکولوژیستها میگویند موسیقی از دم صبح ازل در پیدایش زبان آدمی نخستین تاثیر را گذاشته است. از همین رو همواره به خداحافظی با فلسفه به ویژه فلسفه قدیم و درود به موسیقی معتقد بودهاند. آنها در پی پاسخ به این پرسش بودهاند که چرا در پیدا کردن ریشهها، روی آوردن به موسیقی بر روی آوردن به هر چیز دیگر برتری دارد. کتاب «ریشههای موسیقی» آن طور که نامش نشان میدهد کلاً به این موضوع پرداخته است اما در جزء موضوعاتی دارد که اتفاقاً برای خوانندگان و علاقهمندان غیرحرفهای موسیقی هم جذاب مینماید؛ مجموعهای از مقالات درباره رفتار صوتی و موسیقایی حیوانها و اینکه چگونه صدای آواز نوعی از میمونها در شکلگیری موسیقی انسانی موثر بوده است: «گیبونها۱ آوازهای بلند و طویل سر میدهند که اغلب توسط یک جفت نر و ماده انجام میگیرد. یک زوج جوان و نیرومند (از گیبونها) وقتی در مرحله نشان دادن احساسات قرار میگیرد رفتارهای خاص دوره جفتگیری را تقریباً دخالت میدهد و مجموعه آواهای خود را غنیتر میکند و صدایی کاملاً خدنگ، استوار، خللناپذیر و بدون خدشه از خود بروز میدهد…» توماس گایسمان نویسنده مقالهای که به رفتار صوتی گیبونها پرداخته در ادامه توضیح میدهد: «مشابهتهای ساختاری و رفتاری آشکار میسازد که آواپردازیهایی که به وسیله تیرههای جانوری غیرانسانی ایراد میشود، صداهای مربوط به میمونهای عهد عتیق به طور شگفتانگیزی توسط بشر در کار آوازخوانی و در نتیجه موسیقی موثر بوده است.» با خواندن دیگر مقالههایی که در این کتاب ۶۰۰ صفحهای و ۱۴۵۰۰ تومانی گردآوری شده، به نکات دقیقتری در نسبت جهان موسیقایی حیوانی و انسانی میرسیم. از سوی دیگر همان طور که گفته شد کل کتاب درباره بیوموزیکولوژی است؛ علمی جدیدالتاسیس که با بسیاری دیگر از علوم (مثل سایکولوژی و متدولوژی و…) ارتباط تنگاتنگی دارد و میخواهد به این پرسش جواب دهد که ریشههای موسیقی چیست و کجاست. اگر فیلسوفها در استفاده از هنر برای رسیدن به غایت خود، موسیقی را نه به طور مستقل که در کنار هنرهای دیگر قرار میدهند، بیوموزیکولوژی و مباحثی که در این کتاب مطرح شده به دنبال استقلالبخشی و اعطای هویت مستقل به این هنر هستند تا از این طریق به غایتی که گاه هست و گاه نیست، برسند. مخلص کلام در آخرین بخش کتاب به خوبی تشریح شده است: «همان طور که از افسانههای دراز و متعدد در باب ریشههای موسیقی شنیدهایم، اهمیت صدای آدمی است که ما را به تکاپو میاندازد: که مغرور شویم، به خود ببالیم، افتخار کنیم، آرام بگیریم، دست به عمل درآوریم و اشک از دیدگان روان سازیم که اکنون به معنای نوینی دست یافتهایم. اهمیت صداها در این است که ما را تغییر میدهد، به ما میگوید چه کسی هستیم و به زندگی ما معنا میبخشد.» دیگر سخن نویسندگان این کتاب آن است که انسان، نه حیوانی ناطق که حیوان موسیقیدان و صاحب هوشی موزیکال است که در پی یافتن ریشههای خود است؛ ریشههایی به تمامی موزیکال.
|
پینوشت: ……………………………………………………..
۱- گیبونها و زیرمجموعههای آنها نوع خاصی از میمونها هستند که تبارشان به نخستین پستانداران میرسد.
* نشر ناهید، نیلز والین، بیورن مرکر استیون براون، ترجمه: پرتو اشراق
یک نظر
دیدگاهتان را بنویسید:

واقعا متاسفم دیدگاهم اینه که واقعا چقدر مشکل نداشتن مطالعه و نوشتن واژهای بزرگ ما را از یه مهم ساده به نام دومین عنصر برتر دنیا ارتعاش و قدرت اون دور کرده .