
سرگذشت آهنگسازان بزرگ
هرولد شونبرگ
ترجمهٔ پرتو اشراق
این کتاب را من برای شنونده عامی، اما باهوش و علاقهمند به موسیقی نوشتهام. کوشیدهام که جمعیت موسیقی به لحاظ تاریخی، از کلاودیو مونته وردی تا امروز فراهم آید هیچ نابغه و موسیقیدان و آهنگساز بزرگی را ندیدهایم که از گذشتگان خود تأثیر نگرفته باشد.
کارل موک رهبر ارکستر اهل آلمان با طنز مخصوصی. این موضوع را بیان کرده، و بعد هم به آینده موسیقی؛ پس از تحویل قرن اشاره نموده. هم او یکبار مجبور شد با آهنگسازی کار کند که میگفتند یکدنده، تکرو، و لجباز است، حرف هیچکس را قبول ندارد، یک فردگرای کامل.
رهبر ارکستر که تا آن تاریخ قطعهای از آن دست نشنیده بود، و هیچ اشاره از گذشتگان در آن مشاهده نمیکرد، گفت: «آه آقاجان، این قطعه شما خیلی عجیب است، از جایی که من میآیم همه پدر و مادر دارند.»
سعی کردهام به روحیات و منش آهنگسازان نیز به لحاظ شناخت رفتارشان اشارهای کرده باشم. هنگامیکه چاپ اول این کتاب منتشر میشد چنین مقصودی متداول نبود. امروز هم البته چندان معمول نیست.
بسیاری از پژوهندگان و علاقهمندان به موسیقی بر این عقیدهاند که اثر بیش از صاحب اثر اهمیت دارد، میگویند یک قطعه بهتر از هر چیز میتواند مفهوم و معنای موسیقی را انتقال دهد …
از مقدمه کتاب
|
| ||
|
کمتر کسی میداند نام پادشاه پروست در قرن مثلاً ۱۸ چه بوده اما بیتردید نام بتهوون را شنیده یا سمفونیای از او شنیده است در حالی که نمیدانسته این آهنگساز نابغه و بداخلاق و بینظم با شاهزادگان آن زمان همنشین و همساز بوده است. کتاب «سرگذشت آهنگسازان بزرگ» نوشته هرولد شوئنبرگ۱ شرحی است جزء به جزء از تمامی اتفاقات زندگی آهنگسازانی مثل لودویک وان بتهوون. در این کتاب که نزدیک به ۹۰۰ صفحه است، نویسنده با استفاده از منابعی که در دست داشته وارد جزییترین نقاط زندگی این موزیسینهای تاریخساز شده. تا آنجا پیش رفته که در نهایت میفهمیم بتهوون موقع اصلاح همیشه صورتش را با تیغ میبریده. شوئنبرگ در مقدمهاش درباره این کتاب هدفش را از نگارش این زندگینامهها چنین شرح داده است: «این کتاب را من برای شنونده عامی، اما باهوش و علاقهمند به موسیقی نوشتهام. کوشیدهام که جمعیت موسیقی به لحاظ تاریخی، از کلاودیو مونتهوردی۲ تا امروز فراهم آید… کتاب حاضر به طور مشروح به زندگی و احوال مصنفان بزرگ میپردازد. تردیدی نیست که جنبههای تفسیری و تکنیکی در نهایت اختصار بیان شده که برای خوانندگان غیرمتخصص نیز قابل استفاده باشد؛ گرچه گاهی، به خصوص در موسیقی قرن بیستم، از روی اضطرار به اصطلاحات تکنیکی هم میپردازیم…» نویسنده در برخی جاهای کتاب – آنچنان که خود تاکید کرده – از مطالب خودش که پیشتر در هفتهنامه نیویورکتایمز و مجله تایم چاپ شده با اعمال بازنگری استفاده کرده است. شرح زندگی آهنگسازها در این کتاب به ترتیب از قدیمیترین تا معاصرها چیده شده است و از این نظر منبع خوبی برای کسانی است که در پی آشنایی و احیاناً تحقیق درباره سیر موسیقی کلاسیک هستند. شوئنبرگ در انتخاب افراد هم یک ملاک اصلی در نظر گرفته: «در این کتاب که روایتش تا به امروز کشیده میشود تاکید بر واژه «بزرگ» قرار میگیرد. [چون] آهنگسازان بزرگ هریک از راه مخصوص به خود جهت و جریان موسیقی را تغییر دادهاند.» اما فارغ از اطلاعاتی که درباره زندگی آهنگسازان بزرگ به دست میآوریم، با خواندن این کتاب همچنین به سیر تغییرات سبکهای مختلف موسیقی کلاسیک هم پی میبریم: از اپرا گرفته تا دوران رمانتیسیسم و سمبلیسم و امپرسیونیسم. مثلاً لذتبخش است که بدانیم اپرای «سالومه» ریچارد اشتراوس وقتی در متروپولیتن نیویورک اجرا شد چه اتفاقات عجیب و غریبی را در دوران رمانتیسیسم در پی داشت. اشتراوس را متهم کردند که اثرش «بوی گند و فساد اخلاق» میدهد. نامههای اعتراض به سردبیران مطبوعات میرسید: «آیا همسران و فرزندان، دختران و پسران ما باید از (به؟) این نمایشهای فساد نگاه کنند؟» در همان روزها یکی از روزنامههای نیویورک عنوان صفحه اول خود را به این اپرا اختصاص داد و نوشت: «اپرای نفرتانگیز». اعتراضها بالا گرفت و بابتیستهای مذهبی هم آب را گلآلود دیدند و ماهی گرفتند. اتفاقاتی جذاب از این دست درباره آهنگسازانی چون هایدن، شوبرت، شوپن، واگنر، برامس، موتسارت، چایکوفسکی و… در این کتاب بسیار است. اگر باور نمیکنید، بخوانید. |
پینوشتها: …………………………………………………………
۱- با آرنولد شوئنبرگ آهنگساز بزرگ اتریشی فرق دارد. معلوم نیست چرا پرتو اشراق در اتحاد نگارشی چنین لغزشی کرده است: در برخی جاها شوئنبرگ چاپ شده و در جاهایی شونبرگ. اما با تلفظ آلمانی، شوئنبرگ درستتر است. طرفه آنکه روی جلد «شونبرگ» چاپ شده است.
۲- آهنگساز ایتالیایی قرون ۱۶ و ۱۷
*نشر ناهید، هرولد شوئنبرگ، ترجمه: پرتو اشراق
