
پرواز در باران
شیرین کریمی
در هر شاعری کودکی پنهان است و در هر کودکی شاعری. کودک شاعر ناگهان با جهان روبهرو میشود. همهچیز را با شگفتی نگاه میکند. نام چیزی را نمیداند. خودش اشیاء را نامگذاری میکند.
برای نامیدن اشیاء دنبال کلمه میگردد. اگر کلمهای پیدا نکند، خودش آن را میسازد. مثل انسان نخستین که وقتی از غار بیرون آمد، کلمهای نداشت و در برابر طبیعت و اشیاء زبانش زبان اشاره بود.
بعد به تصویر پناه برد و اشیاء را به تصویر کشید و بعد آن تصاویر به کلمه بدل شد. کشف کلمه مثل کشف آتش بود که هم روشنایی داشت و هم گرمی. شاعر خردسال ما شیرین کریمی چنین حالتی دارد. ناگهان با جهان روبهرو شده است. طبیعت، اشیاء و آدمها را کشف میکند و مینامد. برای نامیدن دنبال کلمه میگردد. به هر نحوی میخواهد دیدههای خود را بگوید…
از مقدمهٔ زندهیاد عمران صلاحی بر این دفتر
