:::: منو ::::

انتشارات ناهید

معرفی کتاب‌های منتشر شده

پست طبقه بندی / رمان ، داستان کوتاه

  • دی ۱۹ / ۱۴۰۰
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

هتل ساوُی

هتل ساوُی

هتل ساوُی

یوزف روت

ترجمهٔ افسانه قربان‌زاده


… هتل دیگر برایم هیچ جذابیتی ندارد: نه خشکشویی خفه‌کننده‌اش، نه آسانسورچی ترسناک و سخاوتمندش، و نه زندانی‌های آن سه طبقه. هتل ساوُی مثل دنیا بود. چراغ‌های باشکوهی بیرونش می‌درخشید و هفت طبقه‌اش چه زرق‌وبرقی داشت! اما فقر در طبقات بالایش جا خشک کرده بود. آن‌ها که در طبقات بالا بودند درواقع در قعر بوند و در قبرهایی هوایی مدفون بودند. قبرهایی در طبقات بالاییِ اتاق‌های راحت مهمانانی که خوب می‌خوردند و راحت آن پایین نشسته بودند، بدون اینکه تابوت‌های شل‌ووِل بالای سرشان آن‌ها را به دردسر بیندازد.

ــ از متن کتاب

  • دی ۱۹ / ۱۴۰۰
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

نظریهٔ عمومی فراموشی

نظریهٔ عمومی فراموشی
نقاشی روی جلد: پرشیا ژابا بائرا

نظریهٔ عمومی فراموشی

ژوزه ادوآردو آگوآلوسا

ترجمهٔ صابر مقدمی


ملهم از ماجرایی واقعی، رمانی شاعرانه و تکه‌تکه، شرح احوال زنی پرتغالی که در آستانهٔ استقلال آنگولا در ۱۹۷۵ خود را در چاردیوار آپارتمانش حبس می‌کند. راوی سوم شخص ضمن ایجاز به زندگی روزمرهٔ لوودو ویکا می‌پردازد که در بالکن منزلش کبوتران را صید می‌کند، بر بالکن سبزیجات می‌کارد و در آشپزخانه آتش‌بازی به‌راه می‌اندازد. رهایی آنگولا از استعمار پرتغال و ترس‌های قهرمان زن کتاب از فضاهای باز در فضای بدبینانه ناشی از اختناق سیاسی به موازات هم پیش می‌روند.

ــ گاردین


«تو می‌توانی دست به جیب نبری و شکمت را خوب سیر کنی. تو و دوستانت دهانتان را با کلمات بزرگ پر می‌کنید: عدالت اجتماعی، آزادی، انقلاب … و در این میان مردم نحیف و نحیف‌تر می‌شوند، به دام بیماری می‌افتند و بسیاری از آنان می‌میرند. شعار برای مردم غذا نمی‌شود. مردم به سبزی تازه و سوپ ماهی خوشمزه حداقل یک بار در هفته محتاجند. من با انقلابی موافقم که با آوردن مردم به پای سفره غذا شروع می‌شود.»

ــ از متن کتاب

  • دی ۱۹ / ۱۴۰۰
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

الههٔ دهم

الههٔ دهم
تصویر روی جلد اثری از کومیا ماشیتا

الههٔ دهم

کاترین چانگ

ترجمهٔ هستی خداکرمی


… الههٔ دهم از مقام خویش و نیز از نبوغ و نامیرایی خویش محروم شد. من می‌گویم محروم، اما درواقع این او بود که آن‌همه را به سبکی لباسی از خود واتکانید و در گوشه‌ای آرام رهایشان کرد. و آنچه او به‌دست آورد، بی‌کم‌وکاست همان چیزی بود که طلب کرده بود: صدایی برای بیان هرآنچه می‌خواست.

… حالا دانشجوها می‌خواستند برای قربانیان یک ترور و به‌خاطر دانشجویی که سال گذشته در تحسنی علیه دیدار شاه ایران از آلمان شده بود، شمع روشن کنند و شب‌زنده‌داری کنند. جمعیت درحال حرکت به‌سوی ساختمان مجلس بودند، دستان یکدیگر را گرفته بودند و شمع‌ها را در هوا تکان می‌دادند و سرود می‌خواندند و فریاد می‌کشیدند.

ــ از متن کتاب


الههٔ دهم، داستان کاترین و رؤیایش در مصاف با مسأله‌ای حل‌نشده و حل‌نشدنی است: فرض ریمان. ولی نه. صبرکنید، این نه رمانی است دربارهٔ ریاضیات، کتابی است که در آن ریاضی به‌منزلهٔ لنزی است تا از آن به مسائلی بس حاد و تکان‌دهنده نظر کنیم.

ــ مایکو لنتینگ

  • دی ۱۹ / ۱۴۰۰
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

کتاب سیاه

کتاب سیاه

کتاب سیاه

اورهان پاموک

ترجمهٔ صالح حسینی


در این پایان، غالب آخرین نوشته‌اش را با نام جلال، که نامش دیگر ورد زبان کسی نیست، می‌نویسد تا به‌موقع به دفتر روزنامه برساند. آنگاه، دم‌دمای صبح، رؤیا را به اندوهان به‌خاطر می‌آورد و از پشت میز کارش بلند می‌شود، به تاریکی شهر بی‌نصیب از بیداری نگاه می‌کند؛ رؤیا را به‌خاطر می‌آورم و از پشت میز کارم بلند می‌شوم، به تاریکی شهر نگاه می‌کنم. رؤیا را به‌خاطر می‌آوریم و به تاریکی استانبول نگاه می‌کنیم و نیمه‌شب‌ها، بین خواب و بیداری، هرگاه که ردی از رؤیا را روی لحاف آبی پیچازی می‌بینیم، هردوانمان در بحر درماندگی و هیجان فرو می‌شویم. چون هیچ‌چیز به‌قدر زندگی حیرت‌انگیز نیست. الا نوشتن. الا نوشتن. آری، چه حاجت به بیان، الا، تنها تسلا: نوشتن.

ــ از متن کتاب

  • دی ۱۹ / ۱۴۰۰
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

ما همه چیز می‌خواهیم

ما همه چیز می‌خواهیم

نانی بالسترینی

ترجمۀ یوسف نوری‌زاده


ما همه چیز می‌خواهیم داستانی‌ست سرشار از انرژی و اصالت که به‌طور همزمان در سه سطح با موفقیت عمل می‌کند؛ به‌عنوان یک اثر هنری بهت‌آور، مستندی از تاریخ، و تحلیلی سیاسی که طنین آن تا تضادهای کنونی استمرار می‌یابد. هنروری آن در لحن بیان است: کسی که به زبان اول شخص در این داستان حرف می‌زند بی‌نام است، اما برای ما به‌هیچ‌وجه ناشناخته نیست. او صمیمی، گستاخ، و رک‌وبی‌پرده است. آکنده از خصوصیات برجسته است، و مملو از مطایبه، و خشم. به‌نوعی از زبان شعرگونهٔ محلی حرف می‌زند که تا عمق ذهن رخنه کرده، و همانجا جا خوش می‌کند. می‌گوید «روی همهٔ چیزهای تازهٔ شهر قیمت خورده بود؛ از روزنامه گرفته تا گوشت و کفش؛ همه چیز قیمت داشت.»

ــ راشل کوشنر، از مقدمه کتاب

  • دی ۱۹ / ۱۴۰۰
  • ۰
داستان‌های کوتاه ترجمه, رمان ، داستان کوتاه

صیاد اسفنج

صیاد اسفنج
روی جلد اثر انریک الیویرا

صیاد اسفنج

پانائیت ایستراتی

ترجمهٔ صابر مقدمی


این سطرها را در دِیری قدیمی در کوه‌های مولداوی جایی که سعی می‌کنم با دستان خالی در برابر مصائب سرنوشتم ایستادگی کنم می‌نویسم. چهار ماه است که بخش اعظم روز را در رختخوابم سپری می‌کنم. همین‌که چند قدم برمی‌دارم خسته می‌شوم. پنج دقیقه که حرف می‌زنم فوراً نفسم به شماره می‌افتد. تن تبدارم کلاً پنجاه کیلو شده است. سل این دوست قدیمی هیچ‌گاه تا این حد مرا تنها نگذاشته بود.

و بدتر از آن اینکه مرگ هم ناز می‌کند!

  • دی ۱۹ / ۱۴۰۰
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

حلقه‌های زحل

حلقه‌های زحل

حلقه‌های زحل

و. گ. زیبالت

ترجمهٔ پویا رفویی


حالا که می‌نویسم، و دیگربار به تاریخمان می‌اندیشم که سیاهه‌ی بلندبالایی است از مصیبت و بس، از خاطرم چنین می‌گذرد که …

ـ از متن کتاب


آیا هنوز عظمت ادبی ممکن است؟ نظر به قهقرای بی‌امانِ شوقِ به ادبیات، و سلطۀ قرین با دَم‌سردی، چرب‌زبانی، و قساوت بی‌رحم مضامین داستانی متعارف، اکنون کارستان ادبیات شریف در چه نمود می‌یابد؟ یکی از معدود پاسخ‌های در اختیار مخاطبان، آثار زیبالت است.

ـ سوزان سانتاگ



کتاب بی‌نظیری است و زیبالت به‌قطع‌یقین از اعاظم نویسندگان اروپاست. موشکافی، شاعرانگی و طنینِ نثرش مایهٔ‌شگفتی است … زیباییِ تجلی‌کرده بر ساحت عادت را به اوج‌هایی می‌رساند که فقط در امثالِ پروست به‌سراغ می‌آید.

ـ جان موری


اثری است بس بدیع، توأمان باریک‌بین و شوریده … پاره‌ای خاطره، پاره‌ای داستان، پاره‌ای تأملاتی مکتوب، و درنهایت جستاری است محضِ به‌خاکِ‌سیاه‌نشستگان.

ـ آنتونی تواِیت

  • دی ۱۹ / ۱۴۰۰
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

باغ قدیمی

باغ قدیمی

باغ قدیمی

هوانگ سوک ـ یانگ

ترجمهٔ افسانه قربان‌زاده


هوانگ سوک ـ یانگ نویسندهٔ تحسین‌شدهٔ جهانی، قصهٔ عشق غم‌انگیزی را با روایت دو زندگی موازی، بازگو می‌کند. مسائل پشت پردهٔ پایان جنگ سرد، و انقلاب سیاسی کرهٔ جنوبی در دههٔ هشتاد، را به چالش می‌کشد. باغ قدیمی قصهٔ وفاداری‌ست ـ وفاداری به میهن، به عقیده، و به عشق.

هیون وو زمانی یون هی را می‌بیند و با او آشنا می‌شود، که به دلیل شرکت در قیام کوانگجو و مطالبهٔ دموکراسی در کرهٔ جنوبی متواری است. با دستگیری و حبس هیون وو، دوران خوش و خرم این دو به‌سر می‌رسد. قریب به دو دهه بعد، مرد که آزاد می‌شود کره‌ای را می‌بیند به‌شدت مدرنیزه، به‌ظاهر دموکراتیک، ولی در عمل تا خرخره گرفتار در فساد و نابرابری. رفقای قدیم پیر و فرسوده‌اند و یون هی، که در دوران حبس مَرد هیچ‌گاه مجال دیدار او را نیافت، مرده است.

  • دی ۱۹ / ۱۴۰۰
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

قلمرو طلا

قلمرو طلا
تصویر روی جلد: مجسمهٔ مسافر از برونو کاتالانو ۲۰۱۹

قلمرو طلا

مارگارت درابل

ترجمهٔ شبنم بزرگی


هر اتفاقی رخ بدهد، گذشته خریدنی نیست. نمی‌توانی یک عدد تاریخ یا پیشینه بخری. گذشته‌ای داری مال خود خودت، و آزادی تا با آن چطور تا کنی.

مارگارت درابل

با قلمرو طلا، شخصیتی تازه، گرفتار در مصائب تازه‌ای پا به عرصه نهاد که وضعیت تازه‌ای را برای رمان تعریف می‌کرد.

برنارد برگُنزی

اگر بزنگاه تراژیک رومئو و ژولیت از تأخیر در دریافت نامهٔ رومئو و سلسله رویدادهای پس از آن صورت می‌پذیرد، فرانسیس وینگِیت و کارل اشمیت (ژولیت و رومئوی قرن بیستمی مارگارت درابل) نیز ماجرای خود را با تأخیر در دریافت کارت‌پستالی آغاز می‌کنند. با این تفاوت که این دو برخلافِ قهرمانان شکسپیر، به‌جای شوریدگی و تلاش برای وقوع عشق، نجات‌یافتگانِ برهوت عالمی‌اند که تنها در امکان عشق می‌کوشد.

– امانوئل نلسون

  • دی ۱۰ / ۱۳۹۸
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

از غم بال درآوردن

از غم بال درآوردن

از غم بال درآوردن

پتر هانتکه

ترجمه‌ی پویا رفویی


حقیقتش اینکه، ادبیات در نظرش صرفاً داستان‌هایی از گذشته بود، نه هرگز رؤیاهایی از آینده؛ در آن‌ها همه‌ی چیزهایی را پیدا می‌کرد که از دست داده بود و دیگر هیچ‌وقت جبران مافات نمی‌شد. در اوایل زندگی‌اش، از هر تصوری از آینده دست کشیده بود. ازاین‌رو دومین بهارش صرفاً در حکم تجلی رجعت تجربه‌ی ماقبل بود.
ادبیات یادش نداد تا به فکر خودش بیفتد، بلکه حالی‌اش کرد که خیلی دیر شده، از کجا که می‌شد برای خودش کسی باشد.

ـ از متن کتاب

  • دی ۱۰ / ۱۳۹۸
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

وداع با کودکی‌ام

وداع با کودکی‌ام

وداع با کودکی‌ام

پانائیت ایستراتی

با مقدمۀ رومن رولان

ترجمۀ صابر مقدمی


نویسنده‌ای است مادرزاد که از روایت داستان‌های خویش لذت می‌برد. اگر شیفتۀ نوشتن داستانی شود هیچ شخصی حتی خودش قادر نیست بفهمد که این داستان یک ساعت یا هزارویک شب طول خواهد کشید … این قصه‌گوی نابغه چنان قدرتمند و شکست‌ناپذیر است که قبل خودکشی‌اش، در نامه‌ای لابلای شکوه و شکایت‌های نومیدانه‌اش، دو حکایتِ خنده‌آور از سفرهایش را برایم نوشته بود.

رومن رولان

  • دی ۱۰ / ۱۳۹۸
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

زندگانی من و روزگار سخت

زندگانی من و روزگار سخت

زندگانی من و روزگار سخت

جیمز تربر

ترجمه‌ی محمد هدایتی


تی. اس. الیوت تربر را طنزپرداز محبوبش می‌خواند و نوشته‌ها و طرح‌هایش را «سندی از عصری که بدان تعلق داشتیم». ارنست همینگوی نوشته‌های تربر را «بهترین نوشته‌هایی که در آمریکا منتشر شده» خوانده است و درباره‌ی کتاب زندگانی من و روزگار سخت می‌گوید که این اتوبیوگرافی نزد من بالاتر از کار هنری آدامز است. «حتی در همان سال‌های ابتدایی، زمانی که تربر با نام آلیس بی. توکلاس می‌نوشت، می‌دانستیم تا چه اندازه مستعد است». راسل باکر درباره‌ی این کتاب در نیویورک‌تایمز نوشت که «این احتمالاً کوتاه‌ترین و زیباترین اتوبیوگرافی‌ای است که تاکنون نوشته شده است».

برگه‌ها:1234567