:::: منو ::::

انتشارات ناهید

معرفی کتاب‌های منتشر شده

پست طبقه بندی / رمان ، داستان کوتاه

  • اسفند ۰۹ / ۱۳۹۵
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

بالتازار و بلموندا

کتاب بالتازار و بلموندا، نوشته‌ی ژوزه ساراماگو، ترجمه‌ی مصطفی اسلامیه

بالتازار و بلموندا

ژوزه ساراماگو

ترجمه‌ی مصطفی اسلامیه

رمان بالتازار و بلموندا روایت عشق دو جوان ایت که در پرتغال قرن هیجدهم اتفاق می‌افتد، در فضای هول‌انگیز تفتیش عقاید، فقر بی‌امان، طاعون همه‌گیر و خرافات مذهبی. در یک سوی رویدادها دون ژوان پنجم پادشاه پرتغال است که شب‌های خود را به باردار کردن راهبگان صومعه‌ها می‌گذراند و روزهایش را در همنشینی با درباریان، کشیشان و اشراف، و در سوی دیگر دو شخصیت علمی و هنری: یکی پدر بارتولومئو لورنسو، که در ۸ اوت ۱۷۰۹ نخستین سفینه فضایی عالم را به‌صورت پرنده‌ای آهنی به نام پاسارولا به هوا فرستاد و دیگری دومنیکو اسکارلاتی موسیقیدان معروف ایتالیایی.

ساراماگو در شرح ماجرای عاشقانه بالتازار و بلموندا و رویدادهای شگفت‌انگیز صومعه‌ها و دربار پادشاه پرتغال واقعیت‌های خیال‌انگیز تاریخی و خیال‌پردازی‌های واقع‌نما را چنان به هم می‌آمیزد که رمان بالتازار و بلموندا را از یک سو به صد سال تنهایی مارکز نزدیک می‌کند و از سوی دیگر به نام گل سرخ اْمبرتو اِکو.

  • تیر ۰۹ / ۱۳۹۵
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

ناخمن (هفت داستان و سه مقاله)

ناخمن (هفت داستان و سه مقاله)، نوشته‌ی لئونارد مایکلز، ترجمه‌ی مهتاب کلانتری

ناخمن
(هفت داستان و سه مقاله)

لئونارد مایکلز

ترجمه‌ی مهتاب کلانتری

ناخمن، که اصل عبری آن نحمان (به آرامش رسیده) می‌شود، استاد ریاضیات است؛ او در قطعی‌ترین علوم استاد است. اما آرامشی که ناخمن در پایان داستان‌هایش به آن می‌رسد به‌خاطر این یقین نیست. برعکس، به‌خاطر گم‌شدگی‌ست و حیرانی. راوی در آخر داستان ناخمن در مسابقۀ اسب دوانی می‌گوید: «اصلاً به یاد نمی‌آورد ماشین را کجا پارک کرده. هزاران ماشین بود. گیج شده بود، درمانده، مثل کودکی گمشده، و با این حال چیزی از شادیش کم نشده بود. دیر یا زود ماشینش پیدا می‌شد. این احساس آن‌قدرها هم بد نبود، احساس گم‌شدگی.»


معرفی کتاب ناخمن در روزنامه شرق:

روزنامه شرق شماره ۲۶۱۹، چهارشنبه ۹ تیر:

انگاره ما قبل آخر

ادامه مطلب
  • خرداد ۰۸ / ۱۳۹۵
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

زمستان ترس

کتاب زمستان ترس، نوشته‌ی بهاء طاهر، ترجمه‌ی رحیم فروغی

زمستان ترس

بهاء طاهر

ترجمه‌ی رحیم فروغی

دنیای داستانی بهاء طاهر بازتاب تجربه‌های پرافت‌وخیز زندگی اوست. این نویسنده‌ی مصری فراخور موقعیت گوناگونی که در عمر تا اکنون هشتادویک‌ساله‌اش در آن‌ها قرار گرفته است، از منظرهای متفاوت به جهان نگریسته و با نوشتن – که به گفته‌ی خودش، در جوانی می‌پنداشته جهان را تغییر می‌دهد – ما را نیز در این منظرها می‌نشاند.

زمستان ترس سومین کتابی است که از بهاء طاهر به زبان فارسی منتشر می‌شود. رمان‌های واحه ی غروب و عشق در تبعید پیشتر به همین قلم ترجمه و منتشر شده‌اند. آن دو رمان‌های مستقلی بودند اما این مجموعه به نوعی گزیده‌ای از آثار اوست که در دوره‌های مختلف کاری‌اش نوشته شده‌اند.

نگاهی به تاریخ انتشار داستان‌های این مجموعه هدف مرا از این گزینش و ترجمه روشن می‌کند. به گمانم اکنون خواننده‌ی فارسی زبان به نمونه‌های گوناگونی از کارهای طاهر دسترسی دارد و می‌تواند سیر تکاملی‌اش را از دیدگاه‌های مختلف پیگیری کند و درباره‌ی افت‌وخیزهایش بیندیشد.


معرفی کتاب زمستان ترس در روزنامه شرق:

روزنامه شرق شماره ۲۶۱۹، چهارشنبه ۹ تیر:ساکنان قصر

روزنامه شرق شماره ۲۶۸۵، دوشنبه ۲۹ شهریور: تلگراف‌ انسان ترس‌خورده

ادامه مطلب
  • اسفند ۲۷ / ۱۳۹۴
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

دوران تحقیر

کتاب دوران تحقیر، نوشته‌ی آندره مالرو، ترجمه‌ی سیروس ذکاء

دوران تحقیر

آندره مالرو

ترجمه‌ی سیروس ذکاء

کتاب «دوران تحقیر»، تغییری ناگهانی در نویسندگی «آندره مالرو» به شمار می‌رود، چون در ماه ژوئن ۱۹۳۴ اظهار کرده بود که مشغول نوشتن رمانی درباره نفت است که در ایران و باکو می‌گذرد، ولی در ماه اکتبر همان سال به «آندره ژید» می گوید که مشغول نوشتن رمانی درباره اردوگاه‌های کار اجباری در آلمان «نازی » است.

در واقع سال ۱۹۳۴ را باید نقطه عطفی در تکامل فکری «مالرو» دانست. رواج و پیشرفت مرام نازی در آلمان در این دوران «مالرو» را به همراهی در اقدامی همگانی علیه «نازیسم» واداشت. او که از سال ۱۹۳۲ به عضویت «انجمن نویسندگان و هنرمندان انقلابی» درآمده بود با شرکت در گردهم‌آیی‌هایی پی‌درپی، برای حمایت از کسانی که در آلمان، نه به خاطر مارکسیست بودن بلکه به خاطر اینکه به شأن و حیثیت انسانی ارج می‌نهادند، شکنجه و آزار می‌دیدند، بپا خاست …

آندره مالرو در سوم نوامبر ۱۹۰۱ در پاریس به دنیا آمد، تحصیلاتش را در مدرسه کوندورسه به پایان رساند و بعد وارد دانشکده زبان‌های شرقی شد، که هرگز نتوانست درسش را در آنجا به اتمام برساند. آندره مالرو علاوه بر یک نویسنده، هم ماجراجو، باستان‌شناس، خلبان، روزنامه‌نگار و منتقد است و هم به عنوان یک فعال و مبارز سیاسی در جهان شناخته می شود.

در کتاب دوران تحقیر که در سال ۱۹۳۵ منتشر شد، عکس العمل و مواضع آندره مالرو نسبت به ظهور فاشیسم در اروپا را می‌توان یافت. دوران تحقیر، اثری کاملاً سیاسی است درباره جوانی کمونیست به نام کاسل در آلمان که به دست عمال هیتلر دستگیر شده اما به سبب آنکه وی برای حزب سودمند است، شخصی دیگر خود را به نام او معرفی می‌کند و با فداکاری کاسل واقعی را آزاد می‌کند.


معرفی کتاب دوران تحقیر در روزنامه شرق:

روزنامه شرق شماره ۲۵۵۲، چهارشنبه ۱۸ فروردین: دشواری انسان بودن، پانیذ زرتابی

روزنامه شرق شماره ۲۵۵۸، چهارشنبه ۲۵ فروردین: با دیگران انسان بودن، شیما بهره‌مند

ادامه مطلب
  • اسفند ۲۷ / ۱۳۹۴
  • ۱
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

بادی آرتیست

بادی آرتیست، نوشته‌ی دان دلیلو، ترجمه‌ی منصوره وفایی

بادی آرتیست

دان دلیلو

ترجمه‌ی منصوره وفایی

دلیلو نویسنده سرشناسی است که با این رمان کوتاه برای اولین‌بار به خوانندگان فارسی‌زبان معرفی می‌شود. شاهکار دلیلو «جهان زیرین» است، رمانی در هشتصد صفحه که نام عنوان بهترین رمان‌نویسان نیمه دوم قرن بیستم قرار داد. دلیلو عمدتاً به عنوان یک رمان‌نویس پست‌مدرن شناخته می‌شود که در آثارش به حضور و نقش وسایل پیشرفته ارتباطی، شیوه زیست انسان معاصر و تقابلش با تکنولوژی می‌پردازد.

اما «بادی آرتیست» که بعد از «جهان زیرین» منتشر شد، اثر متفاوتی در کارنامه او است. منتقدی خواندن فصل آغازین این کتاب را به جست‌وجوی چیزی در تاریک روشنای صبحگاهی اتاق آن هم پیش از نوشیدن یک فنجان قهوه تشبیه می‌کند. درآمیختن ذهنیت با توصیف جزئی‌پردازانه صبحانه خوردن ری روبلز و لارن خواننده‌یی را که به رئالیسم معمول نویسندگان امریکایی عادت کرده است با تردید مواجه می کند.

ساختار «بادی آرتیست» بی‌شباهت به هایکو نیست. فصول این رمان مثل جمله‌های کوتاه دوپهلویی است که در هم چفت نمی‌شوند و همیشه مرز باریک و خیال‌انگیز میان شان احساس می‌شود.

روز سفید مه‌آلودی‌ست و بزرگراه تا آسمان خشکیده بالا می‌رود. چهار باند شمالی دارد و تو در باند سوم می‌رانی و ماشین‌ها جلواند و پشت سر و دو طرف، اما نه خیلی زیاد و نه خیلی نزدیک. بالای سراشیبی که می‌رسی چیزی اتفاق می‌افتد و حالاست که دیگر ماشین‌ها بی‌عجله می‌روند. انگار خود به خود رانده می‌شوند. نرم با دنده خلاص بر روی آن سطح پایین می‌روند. همه‌چیز کند است و مه‌آلود و خشکیده و همۀ این‌ها حول انگار اتفاق می‌افتد. همۀ ماشین‌ها از جمله مال تو، انگار، بریده‌بریده حرکت می‌کنند، حضورشان را نشان می‌دهند یا خود را به رخ می‌کشند، و بزرگراه میان همهمۀ سفیدی امتداد می‌یابد.

بعد حس‌وحال عوض می‌شود. سروصدا و هیاهو و شلوغی پشت سراند و تو که درد سنگینی را روی قفسۀ سینه‌ات احساس می‌کنی دوباره به زندگی کشانده می‌شوی.


معرفی کتاب بادی آرتیست در روزنامه شرق:

روزنامه شرق شماره ۲۵۵۰، دوشنبه ۱۶ فروردین: احضار خاطرات، پارسا شهری

ادامه مطلب
  • مرداد ۰۱ / ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها برای هفتهٔ مقدس بسته هستند
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

هفتهٔ مقدس

کتاب هفتهٔ مقدس، نوشته‌ی لوئی آراگن، ترجمه‌ی محمدتقی غیاثی

هفتهٔ مقدس

لوئی آراگن

ترجمهٔ محمدتقی غیاثی

حوادث «هفتهٔ مقدس»، حوادث هفته‌ای است بین ۱۸ مارس ۱۸۱۵ تا روز ۲۵ همین ماه. ۱۸ مارس، برای مسیحیان مؤمن، روز «شاخه نخل»، عید «نخلبندان»، به یاد استقبال از حضرت مسیح در اورشلیم، است. ۲۵ مارس، روز جشن پسه، آغاز پاک، روز رستاخیز مسیح است.

حوادث این یک هفته دستمایهٔ قصه دلنشینی است که شباهتی به قصه‌های دیگر ندارد. از یاد نبریم که اولاً آراگن شاعر بزرگی است، ثانیاً هنرمند نظریه‌پردازی است. حوادث هفته مقدس سال ۱۸۱۵ دستاویزی است تا آراگن روند انقلاب کبیر فرانسه را بکاود، بازتاب‌های اجتماعی آن را از دیدگاه عقیده خود وارسد، شاه، افراد خاندان سلطنتی، تیمساران، تفنگ‌داران شاه، وزیرانی چون شاتو بریان، نویسنده بزرگ و بنیانگذار رومانتیسم فرانسه، کنت دارتوآ، برادر عیاش شاه، که بعداً به نام شارل دهم به سلطنت می‌رسد، دوک دو ریشلیو، فرماندار سابق اودسا، شاعرانی چو لامارتین و وین یی را، چنانکه بودند، از درون و بیرون نشان دهد.

آراگُن می‌گوید: همه این حوادث راستینِ تاریخی را چنان کاویده‌ام که گویی هیچکدام از این وقایع در سال ۱۸۱۵ رخ نداده است. سرچشمه این حوادث در من و منحصراً در تجربه من است. این قصه، قصه آزمون من، دیدگاه من، و امروزی است.


معرفی کتاب هفته مقدس در روزنامه شرق:

قصه را دوباره بخوانید

ادامه مطلب
  • دی ۲۴ / ۱۳۹۳
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

راه شاهی

کتاب راه شاهی، نوشتهٔ آندره مالرو، ترجمهٔ سیروس ذکاء

راه شاهی

نوشتهٔ آندره مالرو

ترجمهٔ سیروس ذکاء

داستان «راه شاهی» حاصل سفری است که مالرو در سال ۱۹۲۳، همراه همسر خود و یکی از دوستانش به منظور تحقیقات باستانشناسی و به دست آوردن حجاری‌هایی از معابد قدیم کامبوج به خاور دور انجام داد.

بخش اول داستان تقریباً گزارش روزبه‌روز این سفر و ملاقات‌های او با مقامات فرانسوی مستعمره و تهیه مقدمات سفر به جنگل‌های کامبوج و کشف معابد قدیمی در اطراف راه شاهی و به دست آوردن حجاری‌هاست. اما محکومیت مالرو از سوی مقامات فرانسوی به سرقت سنگ‌نگاره‌ها موجب طول اقامت وی در هند و چین شد.

مالرو پس از مدتی به پاریس بازگشت و مجدداً به خاور دور سفر کرد. در این سفر دوم مالرو وارد مبارزهٔ علنی با مقامات فرانسوی شد و در شورش‌های چین برای کسب آزادی شرکت کرد که حاصلش کتاب “سرنوشت بشر” برندهٔ جایزهٔ گنگور بود.

در داستان راه شاهی، مالرو سرنوشت انسان را در رویارویی با مرگ و تقابلش برای رهایی از آن و جستن راهی برای غلبه برآن به نمایش درآورده است.

روزنامه شرق، شماره ۲۲۰۵، چهارشنبه ۱۷ دی ۱۳۹۳:

رویارویی با مرگ


روزنامه شرق، شماره ۲۴۰۳، دوشنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۴:

گفت‌و‌گو با سیروس ذکاء، ونداد الوندی‌پور:

 فکر می‌کردند «سیروس ذکا‍ء» جعلی است


درباره رمان راه شاهی، شهرام امیرپور سرچشمه:

اهریمن مطلق‌گرایی


ادامه مطلب
  • دی ۲۴ / ۱۳۹۳
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان های فارسی

پرندگی

کتاب پرندگی، نوشتهٔ نسرین اسدی جعفری

پرندگی

نوشتهٔ نسرین اسدی جعفری

قصهٔ کتاب پرندگی سرگذشت آدم‌های مانده در حصار است، و رانده از عرصه، بندی تنگاتنگی آسایشگاه در روزهای تاریک و فرسودگی خاموش. تنها چشم انداز اکنونشان تودهٔ کاج‌هاست، و غبار سیمان. خوشدلی‌شان در این حصار نه در سرمای دیروز است نه در برزخ امروز.

طردشده‌های این وادی پیرامونی «ملاقاتی» ندارند، مگر گاهی جانوری بر زمین یا مرغی در هوا، سیه‌غرابی از خاکستان همجوار، نه عافیتی، نه عاقبتی، جز چیت بی‌گل‌بته، نامردگان‌اند اینان با میراث مردگان بر تن، با دلی آکنده از پروای پریدن، و روانی سنگین از ماترک ایام در چرخهٔ مکرر بی‌مفر. طالب مرگ‌اند آدم‌های در حصار این قصه، صاحب سبک‌تنی اند، پرندگی.

و جنون، آواز نیست. بختک نیست. زمینی است. نه حاصل ناسازگاری است که ناگریز است برای واماندگاندن در معبر، در خانه. تنگ‌عرصه، ندیده‌مانده یا نخواسته.

این دایره – چنان که دیروقتی رها در گل گودالی یا وانهاده کنار نهری – روزی کنج یکی از این خانه‌های ملال بسته می‌شود.

  • آذر ۱۷ / ۱۳۹۳
  • ۵
رمان ، داستان کوتاه, رمان های فارسی

ساعت طلا

کتاب ساعت طلا، نوشتهٔ فریدون مجلسی

ساعت طلا

نوشتهٔ فریدون مجلسی

ساعت طلا داستانی است از فریدون مجلسی ملهم از جنایتی تکان‌دهنده که زمانی در تهران رخ داده، در پیوند با پیشینه‌ای تاریخی از زندگی کسانی که سهم اندکی در قدرت و سیاست دارند، اما اسیر سیاست‌های جهانی و داخلی می‌شوند!

داستان زحمت‌کشانی است که از سویی برچسب بهره‌کشی می‌خورند و از مدعیان عدالت اجتماعی لطمه می‌بینند و از سویی قربانی بی‌عدالتی و کینه‌توزی و خشونت سودجویان می‌شوند، و سرانجامی که آن نیز ریشه در تجربه و آموزشی خشونت‌زا در زندگی متعارف روستایی دارد.

این کتاب راوی حوادثی است که نقطه اوج آن به ۲۱ آذر و جدایی دولت تجزیه‌طلب دموکرات در آذربایجان و بازگشت مجدد آن در سال ۱۳۲۵ خورشیدی اشاره می‌کند.

  • شهریور ۰۴ / ۱۳۹۳
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

مرد مردمی

کتاب مرد مردمی، نوشتهٔ چینوا آچبه، ترجمهٔ افسانه رشنو

مرد مردمی

چینوا آچبه

ترجمهٔ افسانه رشنو

هجو بس مضحکی از فسادی اندوهبار، تهدیدی برای همهٔ سیاستمداران کارکشته. نانگا، تجسم هیبت حقه‌باز، تازه به دوران رسیده، و عوام‌فریبی است که چند صباحی دنیا را اغوا می‌کند. در تقابل با نانگا راوی جوان، کنجکاو و دوست‌داشتنی قرار دارد:

اودیلی. اودیلی که هنوز به فساد آلوده نیست، سرشار از شور زندگی به قهرمان جذابی بدل می‌شود که بی هیچ آرمانی، علیه نانگا می‌شورد. خصیصهٔ برجستهٔ اودیلی شور زندگی است. در رمان می‌خوانیم که اودیلی در معرض خطر بزرگی است، هر آن احتمالش می‌رود که او هم نانگای دیگری از آب دربیاید و نانگا، عوام‌فریب زهوار دررفته‌ای است که دست‌آخر از زباله‌دانی سر درمی‌آورد.

  • شهریور ۰۴ / ۱۳۹۳
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

خدایگان کلودیوس

کتاب خدایگان کلودیوس، نوشتهٔ رابرت گریوز، ترجمهٔ فریدون مجلسی

خدایگان کلودیوس

رابرت گریوز

ترجمهٔ فریدون مجلسی

در کتاب خدایگان کلودیوس امپراتور جمهوری‌خواه به دنبال «منم کلودیوس» داستان دوران حکومت خود را می‌نگارد.

مردمان کلودیوس را به‌عنوان ابلهی حقیر می‌پنداشتند. ولی سلطنتی که او شرح می‌دهد به‌هیچ‌وجه ابلهانه نیست. او که با بی‌میلی به جامهٔ ارغوانی دست‌یافت، به‌عنوان فردی رخ‌نمود که به‌جانب خوش‌خویی و خوش‌باوری گرایش داشت. این مردم عادی و سربازان ساده هستند که او را در بازسازی صدمات دوران گالیگولا و روابطش با هیرود آگریپا، پادشاه یهودی، و گشودن بریتانیا، و تصفیه‌حساب نهایی با همسر بی‌پروایش مسالینا یاری می‌دهند.

رابرت گریوز در یکی از زیباترین بازسازی‌های تاریخی قرن شخصیتی خلق کرده است که قابل‌مقایسه با ابله داستایفسکی است.

  • آبان ۱۰ / ۱۳۹۲
  • ۲
رمان ، داستان کوتاه, رمان های فارسی

چرا نویسندهٔ بزرگی نشدم؟

کتاب چرا نویسندهٔ بزرگی نشدم؟، نوشتهٔ بهار رهادوست

چرا نویسندهٔ بزرگی نشدم؟

بهار رهادوست

«چرا نویسندهٔ بزرگی نشدم؟» ماجرای زنی است که برای دیدار فرزندش به امریکا می‌رود. در آنجا رها از دغدغه‌های زیست‌محیطی همیشگی‌اش، و در جریان ارتباطی که با طبیعت برقرار می‌کند، به مکاشفه‌ای درونی می‌رسد و بر آن می‌شود به دیرینه‌ترین رؤیای زندگی‌اش بپردازد. کتاب، شرح پاسخ‌جویی به یک پرسش است که ازقضا پرسش پنهان بسیاری از دوستداران قلم‌ورزی هم هست، و دیالوگی است صمیمانه که در فرایند آن، راوی از دل تماشا در آینهٔ خویشتن، به کاوشی اجتماعی در متن جامعهٔ مرزوبومش نقب می‌زند. خواننده را که بخشی از پروژهٔ واکاوی‌اش شده، به تجربهٔ زیسته‌اش می‌کشاند، و دست در دست او می‌گذارد تا پابه‌پای هم از مه عبور کنند، و پرده‌ای را کنار بزنند برای نگاه به «نوشتن» در نور و نگاهی تازه.

برگه‌ها:‹1234567›