:::: منو ::::

انتشارات ناهید

معرفی کتاب‌های منتشر شده

برچسب پست ها / صابر مقدمی

  • اسفند ۱۶ / ۱۴۰۲
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

بنا به خواست هرگز نخواسته‌اش

جلد کتاب بنا به خواست هرگز نخواسته‌اش
نویسنده : انریکه بیا ماتاس
ترجمه : صابر مقدمی

بنا به خواست هرگز نخواسته‌اش

نویسنده : انریکه بیا ماتاس

ترجمه : صابر مقدمی

اگر داستان دُن کیشوت دربارۀ آدم خیالبافی‌ست که جرأت می‌کند عین خیال خودش بشود، داستان «بنا به خواست هرگز نخواسته‌اش» دربارۀ نویسنده‌ای است که جرأت می‌کند به مکتوباتش در زندگی تحقق ببخشد، به خصوص به ابداعاتش از رابطه‌اش با سوفی کالی، «هنرمندِ روایت» محبوبش.

از متن کتاب:

سوفی استتار کرده در پشت نیشخندش، گفت که باید همه ‌چیز را از نو مرور کند. تصمیم گرفتم که نقطۀ پایانی بگذارم بر آنچه توضیح داده بودم، و به او بفهمانم که ادبیات همیشه دلچسب‌تر از آن چیزی‌ست که ما اسمش را زندگی گذاشته‌ایم. اولاً، ادبیات برازنده‌تر از زندگی است و ثانیاً من همیشه آن را تجربه‌ای توانمندتر یافته‌ام.

  • دی ۱۸ / ۱۴۰۱
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

پاریس را هرگز پایانی نیست

پاریس را هرگز پایانی نیست
نویسنده: انریکه بیا ماتاس
ترجمه‌ی صابر مقدمی

پاریس را هرگز پایانی نیست

نویسنده: انریکه بیا ماتاس

ترجمه: صابر مقدمی

از متن کتاب پاریس را هرگز پایانی نیست:

یک روز روی پله‌ها با مارگریت دوراس روبه‌رو شدم ــ من درحال رفتن به اطاقم بودم و او درحال پایین‌آمدن از پله‌ها به قصد رفتن به خیابان ــ و ناگهان او مشتاق شد که بداند سرم را با چه وسیله‌ای گرم می‌کنم. و من کوشیدم خودم را درحال انجام کار مهمی نشان دهم و توضیح دادم که قصد دارم کتابی بنویسم که قصد جان همۀ خوانندگانش را می‌کند. مارگریت نگاه حیرت‌زده‌ای به من کرد، سراپا غرق شگفتی شد.

غروب یکی از روزهای ماه ژوئن ۱۹۷۴، مارگریت دوراس در رستورانی در خیابان سن بنوآ (آن وقت‌ها که بارت تازه از چین برگشته بود و هوی روزانه پاریس رفته‌رفته گرم‌تر می‌شد) از من سؤال کرد چه سرنوشت ادبی را ترجیح می‌دهم. پرسید: «مالارمه یا رمبو؟»

به‌زعم پروست، گذشته نه‌تنها بادپا نیست بلکه از جایش جُم نمی‌خورد. پاریس نیز از این قاعده مستثنی نیست، هرگز آهنگ سفر نمی‌کند. و فراتر از آن جاوید و ابدی است، پاریس را پایانی نیست.

  • دی ۱۹ / ۱۴۰۰
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

نظریهٔ عمومی فراموشی

نظریهٔ عمومی فراموشی
نقاشی روی جلد: پرشیا ژابا بائرا

نظریهٔ عمومی فراموشی

ژوزه ادوآردو آگوآلوسا

ترجمهٔ صابر مقدمی


ملهم از ماجرایی واقعی، رمانی شاعرانه و تکه‌تکه، شرح احوال زنی پرتغالی که در آستانهٔ استقلال آنگولا در ۱۹۷۵ خود را در چاردیوار آپارتمانش حبس می‌کند. راوی سوم شخص ضمن ایجاز به زندگی روزمرهٔ لوودو ویکا می‌پردازد که در بالکن منزلش کبوتران را صید می‌کند، بر بالکن سبزیجات می‌کارد و در آشپزخانه آتش‌بازی به‌راه می‌اندازد. رهایی آنگولا از استعمار پرتغال و ترس‌های قهرمان زن کتاب از فضاهای باز در فضای بدبینانه ناشی از اختناق سیاسی به موازات هم پیش می‌روند.

ــ گاردین


«تو می‌توانی دست به جیب نبری و شکمت را خوب سیر کنی. تو و دوستانت دهانتان را با کلمات بزرگ پر می‌کنید: عدالت اجتماعی، آزادی، انقلاب … و در این میان مردم نحیف و نحیف‌تر می‌شوند، به دام بیماری می‌افتند و بسیاری از آنان می‌میرند. شعار برای مردم غذا نمی‌شود. مردم به سبزی تازه و سوپ ماهی خوشمزه حداقل یک بار در هفته محتاجند. من با انقلابی موافقم که با آوردن مردم به پای سفره غذا شروع می‌شود.»

ــ از متن کتاب

  • دی ۱۹ / ۱۴۰۰
  • ۰
داستان‌های کوتاه ترجمه, رمان ، داستان کوتاه

صیاد اسفنج

صیاد اسفنج
روی جلد اثر انریک الیویرا

صیاد اسفنج

پانائیت ایستراتی

ترجمهٔ صابر مقدمی


این سطرها را در دِیری قدیمی در کوه‌های مولداوی جایی که سعی می‌کنم با دستان خالی در برابر مصائب سرنوشتم ایستادگی کنم می‌نویسم. چهار ماه است که بخش اعظم روز را در رختخوابم سپری می‌کنم. همین‌که چند قدم برمی‌دارم خسته می‌شوم. پنج دقیقه که حرف می‌زنم فوراً نفسم به شماره می‌افتد. تن تبدارم کلاً پنجاه کیلو شده است. سل این دوست قدیمی هیچ‌گاه تا این حد مرا تنها نگذاشته بود.

و بدتر از آن اینکه مرگ هم ناز می‌کند!

  • دی ۱۹ / ۱۴۰۰
  • ۰
روانشناسی, روانشناسی، علوم اجتماعی، تربیتی

فایده‌های خوش‌بینی

فایده‌های خوش‌بینی

فایده‌های خوش‌بینی

تری ال. پائولسون

ترجمهٔ صابر مقدمی


تری ال. پائولسون

میراث فرهنگی کشور شکوهمند ایران یک خوش‌بینی کسب‌شده است. من دوستان فرهیخته ایرانی بسیاری در آمریکا دارم که علاقه و اشتیاق بی‌حدوحصرشان به زندگی آن‌ها را به دوستان ارزشمند و همکاران کاردان و شایسته‌ای تبدیل کرده است. همین دلیل باعث شد که من با چاپ ترجمه فارسی کتاب فایده‌های خوش‌بینی موافقت کنم.

تنها شهروندان خوش‌بین یک کشور می‌توانند آینده غرورآمیزی برای آن کشور رقم بزنند. به چالش‌ها و فرصت‌های موجود در مسیر مطالبه خود خوش آمده‌اید. امیدوارم این کتاب به دگرگونی و بالندگی زندگی، روابط اجتماعی و آبادانی کشور شما کمک کند.

از پیام اختصاصی تری پائولسون به مناسبت ترجمهٔ فارسی فایده‌های خوش‌بینی

  • دی ۱۰ / ۱۳۹۸
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

وداع با کودکی‌ام

وداع با کودکی‌ام

وداع با کودکی‌ام

پانائیت ایستراتی

با مقدمۀ رومن رولان

ترجمۀ صابر مقدمی


نویسنده‌ای است مادرزاد که از روایت داستان‌های خویش لذت می‌برد. اگر شیفتۀ نوشتن داستانی شود هیچ شخصی حتی خودش قادر نیست بفهمد که این داستان یک ساعت یا هزارویک شب طول خواهد کشید … این قصه‌گوی نابغه چنان قدرتمند و شکست‌ناپذیر است که قبل خودکشی‌اش، در نامه‌ای لابلای شکوه و شکایت‌های نومیدانه‌اش، دو حکایتِ خنده‌آور از سفرهایش را برایم نوشته بود.

رومن رولان

  • مرداد ۱۷ / ۱۳۹۷
  • ۰
تاریخ ، فلسفه ، سیاست, رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه, زندگی‌نامه، خاطرات

اشباح چینی سانفرانسیسکو

اشباح چینی سانفرانسیسکو

مکسین هونگ کینگستون

ترجمۀ صابر مقدمی

مکسین هونگ کینگستون نویسنده آمریکایی چینی‌تبار در شاهکارش اشباح چینی در سانفرانسیسکو فرم کاملاً جدیدی را ابداع کرده است. معجون باشکوهی از اتوبیوگرای و اسطوره‌شناسی، دنیای بیرون و دنیای درون، خشم و کینه‌توزی و خویشتنداری و مدارا آفریده است. این کتاب که اولین بار در ۱۹۷۶ به چاپ رسیده اکنون یکی از آثار کلاسیک ادبیات معاصر دنیا محسوب می‌شود. به‌خاطر نمایش نوآورانه و بدیع هویت فرهنگی طبقات مختلف اجتماعی نظیر مهاجرین، زنان، چینی‌ها و آمریکایی‌ها. شاید به همین دلیل باشد که دو تن از رؤسای جمهور آمریکا یعنی بیل کلینتون و باراک اوباما از ستایشگران پروپاقرص این کتاب محسوب می‌شوند. باراک اوباما درباره این کتاب می‌گوید که این کتاب باعث شده به آلام و دردهای فرهنگ‌های مختلف آمریکا پی‌ببرد…

کینگستون به‌عنوان یک زن در دو دنیای کاملاً متفاوت و متضادی سیر می‌کند: در کالیفرنیا که والدینش قبل از تولدش به آنجا مهاجرت کرده‌اند و در چین که همیشه عنصر جدایی ناپذیر قصه‌های مادرش بوده. زنان جنگجوی خشن و حیله‌گر قصه‌های مادرش به طرز غیرمتعارفی با واقعیت ظلم و ستم نسبت به قشر زنان چینی به ستیز و مبارزه برخاسته‌اند. هویت واقعی کینگستون در لابه‌لای شکاف‌های این داستان‌ها به‌وضوح قابل مشاهده است و او این شکاف‌ها را با داستان‌های خودش پر می‌کند. کینگستون این جنگجوی کلمات، افسانه‌ها و خاطرات گوناگون را در قالب یک کل منسجم و یکپارچه درمی‌آورد. بدین‌ترتیب او موفق می‌شود درک تازه‌ای از گذشته خانواده و حال حاضر خویش بدست آورد.

***

ژانر یا سبک خاص اشباح چینی سانفرانسیسکو به‌خاطر تلفیق افسانه‌های سنتی چینی با اتوبیوگرافی‌نویسی مورد توجه منتقدین قرار گرفته است. کینگستون با این تلفیق می‌کوشد مخاطب خود را با ز مینه‌های فرهنگی، خانوادگی و شخصی خویش آشنا سازد تا به‌واسطه این آشنایی مخاطب از موقعیت او به‌عنوان یک زن چینی تبار آمریکایی مطلع شود.
فریدمن منتقد معروف این اتوبیوگرافی را از زاویه موضوع زن و اقلیت‌های نژادی مورد بررسی قرار داده و تلفیق پیچیده ژانر و زاویه دید کینگستون را چنین شرح می‌دهد: زنان و اقلیت‌های قومی – فرهنگی غالباً از این امتیاز که خود را متعلق به جنس یا گروه نژادی خاصی ببینند، محرومند. کینگستون این کتاب را با استفاده از سبک داستان‌گویی چینی و جایگاهش به‌عنوان یک زن آمریکایی چینی‌تبار ترسیم نموده.